خانه / شهادت

شهادت

نذار پام به تهران برسه


آوینی


میگن وقتی سید مرتضی آوینی روی مین رفت، قبل از اینکه چشمهاش برای همیشه بسته بشه گفت:«یا ابا عبدالله نذار پای من به تهران برسه» 
نمی‌دونم این روایت صحیحه یا نه؟ اما خیلی ذهن منو مشغول کرده. چرا نمیخواست دیگه پاش به تهران برسه؟ این تهران با او چه کرده بود؟
یاد تیتراژ اول سری دوم روایت فتح افتادم... انگار که مدتها بود بی قرار بود... چرا؟

سبک بالان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند
سواران لحظه ای تمکین نکردند
ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نعشم گذشتند
فغان ها کردم، اما برنگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان، این چه سودا بود با من؟
رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟
جوان مردان، جوان مردی کجا رفت؟
مرا این پشت، مگذارید بی پاک
گناهم چیست، پایم بود در خاک
اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم
در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان زان سو نخندید
رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم
...........................

ادامه مطلب »

دشمن ریشه مارا هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگیرید

آیا ندای فریادخواهی ملتهای مظلوم و مسلمان را نمی شنوید؟شاید تصور

 کنید که می‌گویم بیشتر از توان خود را هزینه کنید اما آیا به کمترین میزان نیز

 که حفظ حرمت و ابهت انقلاب و مملکتمان می باشد نمی توانید هزینه کنید؟ آیا

 اگر مقداری از مایحتاج زندگی بر ما کاسته شد باید سراسیمه شده

 به جان هم بیفتیم؟
عزیزانم راه را غلط نروید راه همان است که رهبر فرزانه انقلاب مارا بر آن 

هدایت می کند هوشیار باشید که دشمن ریشه مارا هدف گرفته، 

چشم دشمن را هدف بگیرید 

شهید علی عسگری

ادامه مطلب »

زندگی در رفتن به سوی معبود است

مبادا فکر کنید که پناه بردن به شهادت فرار از مرگ است ما

 میرویم تا به رنج دیدگان جامعه ی فردا بگوییم که زندگی در رفتن 

به سوی معبود است،نه به مقاصد دنیایی رسیدن.

شهید عبدالله قنبری

ادامه مطلب »

شهادت نامه

ازبهر زین العابدین چشم بشرگریان شود/اندرشهادت نامه اش شیعه نگرنالان شود/بسیاربهرکربلا داغش فراوان تازه شد/حب ولایت درجهان سرمایه ایمان شود/در روز عاشورا عدو کرده جنایت را زیاد/برروی نی رأس حسین یاآیت قرآن شود/یاران بابا یک به یک سوی شهادت رفته اند/کام علی اصغرش بسیارهم عطشان شود/همراه عمه میرود تاکوفه وشام بلا/مرهم برای کربلا آن مهدی دوران شود/


ادامه مطلب »

سیره شهدا | فرمانده و اسیر

(جهت دریافت ، با ذکر صلوات روی تصویر کلیک کنید.)

ادامه مطلب »

غمگسارحسین

حضرت سجاد باشد غمگساربرحسین/چون که گشته تاقیامت داغداربرحسین/روز عاشورارسید وحضرتش شاهدبرآن/دیده او فیض شهادت بهریاربرحسین/هرکجا ازکربلا شدیاد مولا گریه کرد/بود تاروزشهادت سوگواربرحسین/خطبه های جانگدازش میکند رسوا یزید/درحمایت ازولایت آشکاربر حسین/با دعاو باتوسل شیعه را بیدارکرد/آرزویش شد ظهور ویک بهاربرحسین/


ادامه مطلب »

پیام زینب

عشق معنامیشودبین درکلام زینب است/روزعاشوراعیان شدچون پیام زینب است/بنده خوب الهی صاحب صبرو یقین/ مرهم قلب حسینی بازنام زینب است/عصرعاشورازمان رفتن درقتلگاه/لحظه سخت شهادت برامام زینب است/قافله سالاردشت نینوابعدازحسین/برشهیدان خدایی صد سلام زینب است/تسلیت گویم به مهدی عمه اش مظلومه است/شیعه تاروز قیامت بین غلام زینب است/


ادامه مطلب »

رنگ می گیرد!!!

اشک برای شهید شوق شهادت در انسان ایجاد میکند
چون اشک رنگ آن کسی را می گیرد که برای او ریخته می شود
و اگر کسی برای شهید اشک ریخت طعم شهادت در جان او گواراست


حماسه و عرفان ص113
آیت الله جوادی آملی

کانال از لابلای کتابها
@az_ketabha

ادامه مطلب »

نشسته ام برابرت بلند گریه می کنم

نشسته ام برابرت بلند گریه می کنم

چه آمده است بر سرت؟! بلند گریه می کنم


قدم قدم به روی زانویم به سویت آمدم

برای دیده ی ترت بلند گریه می کنم


مقابل تمام دشمنان که خنده می کنند

کنار جسم اطهرت بلند گریه می کنم


تو تشنه ام شدی و از تو تشنه تر شدم به تو

به یاد حرف آخرت بلند گریه می کنم


به وجه مصطفایی ات دوباره بوسه می زنم

به چهره ی منورت بلند گریه می کنم


چه نامرتب است آیه های مصحف تنت

بر آیه های پیکرت بلند گریه می کنم


به روی خاک پا کشیدی و پرت جدا شده

برای جسم پرپرت بلند گریه می کنم


چقدر بوی مادرم گرفته پیکرت علی

بر این تن معطرت بلند گریه می کنم


دوید و گفت زینبش: برادرم بلند شو

وگرنه جان مادرت بلند گریه می کنم

محمد جواد شیرازی


ادامه مطلب »

شهید حججی ؛ حجت خداوند

رهبر معظم انقلاب:

شهید حججی عزیز ، حجت خداوند در برابر چشم همگان شد.

(جهت دریافت ، با ذکر صلوات روی تصویر کلیک کنید.)

ادامه مطلب »

در ذکر شهادت عبدالله بن الحسن (ع)

Related image

عبدالله بن الحسن ( علیه السلام):

 پدرش امام حسن مجتبی ( علیه السلام) و مادرش، دختر شلیل بن عبدالله می‏باشد . عبدالله در کربلا نوجوانی بود که به سن بلوغ نرسیده بود و چون عمویش حسین ( علیه السلام) را زخمی و بی‏ یاور دید، خود را به آن حضرت رسانید و گفت:

ادامه مطلب

ادامه مطلب »

دفاع مقدس از زبان یک نوجوان امروزی

آخرین روز شهریور بَه.

تابستان تمام گرسته بَه و وَچان دی همه دَبن آماده میگرستن تا فردا صبح بشون مدرسه. اون موقان تلگرام و اینترنت و این چیزان دَنبه. یه خوردا رادیو یا سیاه سیفید تلوزون بَه که مردم اونانی میان میفهمستن دنیا چی میگذره.

اوضاع آرام بَه تا اینکه همان‌ روز، رادیو و تِلوزونی میان بوگوتن که صدامِ گور به گور، بیامی ایرانه بمب بِزیه. همه ای دل یهو جیر کَت. وَچان دی خیلی بترسین.

همان روزی فردا، جوانان گروه گروه میشن مرزانی سر تا با صدامی سربازان بجنگن.

چه رشید جوانانی که جنگی میان پرپر گرستن‌ و نیَشتان دشمن یه وجه از ایرانی خاکه بیگیره.


امروز سی و هفت سال اون بد روزان دِ میگذره و هنوز دی هممان شهیدانی مدیونیم.


◻️هفته دفاع مقدس گرامی باد◻️

✍️نیلوفرسادات سیدعلیخانی، سنگبُن



ادامه مطلب »

تصور محرم …

.

پیامک داده:

"آخرین ﻭ ﺟﺪﺪﺗﺮﻦ #ﻣﺪﻝ ﻣﻮ!

#رﻧ ، ﻣﺶ ، ﺩﺰﺍﻦ ﻧﺎﺧﻦ ، #ﺮﻢ!

ﻣ ﺁ #ﻋﺮﻭﺱ و … ﺭﺍ؛

ﻓﻘﻂ #ده روز دیگر!!

ﺸﺖ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎ #ﻋﺰﺍﺩﺍﺭ ﺑﺒﻨﺪ..."

.

.

#اشک مادر سادات..

گاهی؛

به خاطر #زخم های قلب حسین است؛

زخم هایی که #ما به دست خودمان بر #قلب حسین میزنیم...

ادامه مطلب »