خانه / انتخابات

انتخابات

مسعود رئیسی رئیس شورای شهرستان سیریک شد/ حسن حاجی زاده نماینده شهرستان در استان معرفی شد

فرماندار شهرستان سیریک افزود: اعضای هیات رئیسه پنجمین دوره شورای اسلامی شهرستان سیریک با اخذ رای مخفی و اکثریت نسبی در محل دفتر فرماندار برگزار شد.

نوشته مسعود رئیسی رئیس شورای شهرستان سیریک شد/ حسن حاجی زاده نماینده شهرستان در استان معرفی شد اولین بار در هرمز|استان هرمزگان پدیدار شد.

ادامه مطلب »

برخی با حمایت اصلاح‌طلبان رأی می‌آورند، بعد خود را فراجناحی می‌نامند/ ائتلاف غلط به اصلاح‌طلبان ضربه می‌زند

گیل نگاه: عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با بیان این‌که در انتخابات و ائتلاف‌ها رای اصلاح‌طلبان بیشتر به نفع اصولگرایان بوده است تا خودشان گفت: بسیاری از موارد ائتلاف به نفع جریان رقیب اصلاحات بوده است. در قم اگر اصلاح‌طلبان نبودند آقای لاریجانی رأی نمی‌آورد. به گزارش ایلنا، جهانبخش خانجانی، درباره ساز و کار جریان اصلاحات […]

نوشته برخی با حمایت اصلاح‌طلبان رأی می‌آورند، بعد خود را فراجناحی می‌نامند/ ائتلاف غلط به اصلاح‌طلبان ضربه می‌زند اولین بار در پایگاه خبری گیل نگاه پدیدار شد.

ادامه مطلب »

فلسفه انتخابات از منظر تشیع

فلسفه انتخابات از منظر تشیع


در فرھنگ اسلامی و خاصه شیعی معنای انتخابات و رأی دادن دقیقاً مترادف با بیعت کردن با امام خویش
است و جز این ھیچ معنا و مترادف دیگری در معرفت و باور اسلامی ندارد الا اینکه بدعت است آنھم
بدعتی که علناً در تضاد با اصول امامیه است که یک شیعه حق ندارد ھیچ فردی الا امام خود را مسئول
سرنوشت خود و جامعه خود کند زیرا رھبران سیاسی امامان ھدایت یا ضلالت مردمند و سرنوشت افراد
و جوامع را رقم می زنند.
از این منظر دموکراسی و انتخابات در ھیچ مکتب و مذھبی ھمچون تشیع قداست و اھمیت ندارد. ولی
مسئله اینست که آیا رأی دھنده و کاندید شونده ھر دو بر این حق اشراف و معرفت و مسئولیت دارند؟
آیا ھر مسلمان شیعه ای به کاندیدای خود از منظر امام سرنوشت خود می نگرد؟
زیرا خواه ناخواه چنین است . پس وای بحال کسی که با این معنا بازی کند چه آن کسی که انتخاب می
شود و یا انتخاب می کند . امام و مأموم ھر دو به یک میزان مسئول این بیعت میباشند. یک مؤمن شیعه
به جز امامش نبایدبه کس دیگر رأی دھد یعنی به کاندیدای خود بایستی به چشم امامت بنگرد در درجات.
یعنی یک کاندیدا بایستی نشانه ای از نور امامت و ھدایت را به درجه ای در خود دارا باشد . پس کسی

که به وعده ھای دنیوی رأی می گیرد دجال است و آنکه رأی می دھد یک قربانی است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 122

ادامه مطلب »

لایحه نظام انتخابات از سال ۹۸ اجرایی خواهد شد

سخنگوی شورای نگهبان گفت: تنظیم لایحه نظام انتخابات هم اکنون مراحل پایانی خود را می گذراند که با اتمام این مرحله از دوره بعدی انتخابات مجلس در سال ۹۸ به اجرا درخواهد آمد.

ادامه مطلب »

دلواپسی از انشقاق اصلاحات و اعتدال؛

روزنامه اصلاح‌طلب قانون با بیان اینکه اصلاحات هم سرمست ۲۰ میلیون رای بود اما شکست خورد،‌ نوشت: آن روزها کسی خطر شکست در انتخابات پیش رو را جدی نمی‌گرفت.

ادامه مطلب »

نگاره اا هیبتِ مردمی

... برای دیدن اندازه اصلی، بر روی تصویر تلیک نمایید ...

ادامه مطلب »

انتخابات

یکی از وبلاگ‌هایی که دنبال میکنم بعد از اتمام رای‌دهی و قبل از اعلام نتایج، اظهار امیدواری کرده که طبق شواهد، پیروز انتخابات هستن و یکی دیگه از وبلاگ‌هایی که دنبال می‌کنم و طرفدار فرد مقابله هم همین نظر رو در مورد کاندیدای خودش داره.

آیا این جالب نیست؟


از اون جالب‌تر آیا این نیست که این‌ها به من هیج ربطی نداره ولی تحت تأثیر جو اطراف من هم استرس نتیجه رو دارم و برای انتخابات پست میذارم؟

ادامه مطلب »

شکوفایی تلخ

نیازی به گفتن این نیست که بهترین پدیده ها در سخت ترین شرایط به وجود می‌آیند.
وضعیت فعلی انتخابات را هم می‌توان از این منظر نگاه کرد. بدون شک دولت یازدهم که اکنون سر کار است، متحمل بیشترین فشار است. کوهی از وعده های به سر انجام نرسیده، انبوهی از جوانان بیکار، بحران های آشکار و نهان و رقیبانی سر سخت... حتی فشار رسانه ها را هم باید اضافه کرد، چیزی در‌ مقیاس کوچک تر آن‌چه که برای ‌دولت های نهم و دهم اتفاق افتاد، این بار با تغییر جای مننقد و انتقاد شونده (و البته ای‌کاش پیشینیان انتقاد می‌کردند؛ که بیشتر تخریب می‌دیدیم تا انتقاد). 
حالا با نزدیک شدن به انتخابات، روز به روز شرایط برای مسئولان دولتی و هواداران سخت‌تر می‌شود. درست مانند تیمی که بازی را عقب است و داور تابلوی وقت های تلف شده را بالا می‌برد. گذر هر ثانیه مثل یک چکش است که بر سر فرو می آید. دردش هم وقتی بیشتر می‌شود که توپ دست حریف باشد. اکنون در این وقت های تلف شده، دولتی‌ها دست‌آویزشان شده همان دوگانه جنگ صلح! یعنی دیگر این آخرین برگ برنده‌ است. برگی که قبلا یک بار از آن استفاده شده و دیگر حنایش رنگی ندارد. اما چه می‌شود کرد که تنها دست‌آویز است و انسان از چنین موی باریکی هم نمی‌گذرد. این روزها کمی که در شبکه های اجتماعی بچرخیم، پیام با محوریت تشویق به رای را بیشتر از همه می‌بینیم. خوب، پای ثابت های رای‌گیری که نیاز به تشویق برای شرکت در انتخابات ندارند، می مانند یک عده که از اساس با سیستم زاویه دارند و این موج دقیقا آن ها را هدف گرفته است. فارغ از این‌که این ها تعدادشان چه‌قدر است و نتیجه چه می‌شود، یک بازی دوسربرد پدید می آید. نیاید رای بدهد، کار روحانی سخت تر و حتی شاید انتخابات یک مرحله ای شود. بیاید، میزان مشارکت بالا می‌رود و... ادامه ندهم دیگر! اگر چه در این نظام سیاسی کنونی در منطقه و جهان، در ‌کمال خودخواهی دلش فقط برای خودش هم بسوزد، عقلایی تر است که در انتخابات شرکت کند.

و کلام آخر اینکه: حالا در ادامه همان بازی، باید توجه کند  این فرد که از سر یک دوقطبی موهوم و ساختگی به نام جنگ و صلح می‌خواهد به او پناه ببرد، خود یک روحانی است!

ادامه مطلب »

انتخابات

سلام دوستان

چند نکته ای رو راجب انتخابات عرض کنم

اول اینکه بنده رای خودم محفوظ هست و احدی از اون مطلع نخواهد شد . وقتی رهبر رای و نظرشون رو نمیگن پس ماهم نگیم .

دوما در این وبلاگ هیچ تبلیغاتی انجام نمیشه و صرفا مباحث کلی و نقد های همه جانبه مطرح میشه برای کمک به انتخاب بهتر

دولت مهم ترین وظیفه هر حکومتی هست و ما باید در انتخابمون دقت کنیم تا فردی که لیاقتشو داره بهش برسه .

پس مهم ترین چیز انتخاب و رای مردم هست . پس مردم باید با چشمانی باز و با انتخابی درست وارد عمل بشن . گول شعار ها و رنگ و لعاب انتخاب رو نخوریم و با سبک و سنگین کردن برنامه های کاندیداها به بهترین آنان رای بدهیم . دید راست و چپ بودن را برداریم و به دور از افکار کلیشه ای رای بدهیم . از دو قطبی شدن انتخاب و اصلاح طلبی و اصولگرایی بپرهیزیم . رئیس جمهور از هر حذبی باشد به تک تک ملت ایران مدیون و در قبال همه آنان مسئول است .

کاندیداهای محترم لطفا از اهانت به دیگر کاندیداها و یا دیگر رئوسای جمهور بپرهیزید . انتخاب را در راستای رقابت سالم و با ارائه برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت پیش ببرید . شما که کاندید شده اید کتابچه ای از برنامه ها و برنامه ریزی هایتان برای چهار سال ریاست جمهوری را ارائه دهید تا مردم در انتخاب بهتر عمل کنند . کاندیدهای محترم تخریب اشخاص حقیقی و حقوقی و نام بردن آنان داری مسئولت دنیوی و اخروی خواهد بود و ایجاد کدورت و فضای دو قطبی در انتخاب را در پی خواهد داشت و افکار عمومی را خدشه دار خواهد کرد .

ما مردم عادی حق داریم که انتخاباتی سالم و بدون جدال و در روز 29 اردیبهشت داشته باشیم و در کمال آرامش و متانت رای بدهیم . کاری ننید که آرامش از ما سلب شود .

ادامه مطلب »

کجایش؟

آخر این فرمانده لشگرِ گرامی کجایش دقیقا ما را مجاب کرده که بگوییم ایشون نماینده ی جریان انقلاب است؟

همین فرمانده لشگرِ عزیز و واقعا شریف؛ خودش در گفتگوی ویژه خبری گفت که هر دولتی جای دولت فعلی بود؛ راه برجام را می رفت چون برجام خواست کل نظام بود.

عجب!!!

جدای از اینکه قبلا هم خبرهایی شنیده بودم که گزینه ی ایشون هم برای وزارت خارجه جناب ظریف بوده؛

ایشون تعریفش از نظام هم حتی معلوم نیست. مرد حسابی! حداقل یه دور صحبت های رهبرانقلاب رو میخوندی راجع به قضایای هسته ای... .

شما که هنوز نمیدونی چه روندی انجام شد تا کشور رسید به برجام؛ چطور میخوای کشوری رو بدست بگیری که شاید تا چهارسال دیگه ده برجام برایش اتفاق بیفتد.

که احتمالش هم هست که حضرتعالی ادامه دهنده ی برجام ٢ و ٣ و... باشی.



پی نوشت: اکثرِ حزب اللهی های لاکچری؛ طرفدار این فرمانده لشگر هستند.

امان از مرفهین مذهبی!!!


ادامه مطلب »

پرت!

به طرف میگفتم دوای دردهای انقلاب؛ از صدتا، 90تاش در فضای مجازی نیست؛

(یه کم به خودش تکون میداد و) میگفت:مگه کوری نمیبینی آقا هی میگه فضای مجازی!فضای مجازی!...


حالا که نزدیک انتخابات شده داداشمون یادش افتاده باید روشنگریِ چهره به چهره انجام بده....



انقلابیونی که نزدیک انتخابات سودای روشنگریِ چهره به چهره دارند نه تنها انتخابات را می بازند (که اگر برنده هم شوند دلیلش روشنگری این دوستان نبوده بلکه خسته شدنِ مردم از رقیب بوده)؛

بلکه بعد از انتخابات هم ممکن است به شدت از محبوبیتشان کم بشود نزد مردم.

چون بلافاصله بعد از انتخابات مردم را فراموش میکنند و دوباره میروند سراغ خاله زنک بازی های مجازیشان!


هر نسل جدید در انقلاب؛ لاجرم باید پیشرونده تر و جذاب تر و انقلابی تر عمل کند نسبت به نسل های قبل.

چیزی که کمتر مشاهده میشود...

ویژگی یک انقلابی اصلا حکم میکند که طبق روال گذشته عمل نکند.

مثلا میبینیم که اصولگرایان(بخوانید اصولسواران) فقط نزدیک انتخابات پیدایشان میشود و اکثرا دغدغه ی قدرت دارند(تازه قدرت اگر به معنای مثبت قضیه بود خوب بود)؛ خب نسل های جدیدتر که دیگر نباید اینگونه عمل کنند.


شیوه ی جلیلی؛ شیوه ی خوبی بود و به نوعی خرق عادت بود که از سال 92 شروع کرد به کار و گفتمان سازی و برنامه ریزی و در کنار مردم بودن.

شاید با اکثریت مردم در تماس نبود ولی همان اکثریت مردم میدانند که او مردم را دم انتخابات به یاد نیاورد؛...که البته او هم با سیاست بازی های باندهای قدرت و ثروتِ اصولگرایی[جمنا] کنار گذاشته شد.(یعنی کاری کردند که مجبور به ثبت نام نکردن شد)


بزرگواران؛ برادران و خواهران

ذره ای از همان آقایی که اسمش لقلقه ی زبانمان است یاد بگیریم.

چندسال است که میگوید تشکل های خودجوش مردمی و انقلابی؛ کارهای مردمی و خودجوش و به همین عناوین؛ شکل بگیرد؟!

اصلا میفهمیم چرا میگوید "این را هم باید سپرد به توده های عظیم مردمی"؟! هاااان میفهمیم؟

یا نه فقط قسمتی که باهاش "حال" میکنیم را گوش میدهیم؟


لطفا انقدر پَرت نباشیم...



ادامه مطلب »

خسران

خسران شاید برای بعضی؛ کارنکردن در ستاد انتخاباتی فلان شخص باشد؛


ولی برای حقیر؛

خسران یعنی از دست دادن رجب....



خدایا ما قدر رجبِ تو رو ندونستیم...خودت جبرانش کن برامون...

ما رو از کسانی که این ماه رجب؛ آخرین ماه رجب عمرشون بود قرار نده...



والعصر

ان الانسانَ لفی خسر



به شخصه که همه ی زیان های من در از دست دادن و تشخیص ندادن "زمان" بوده...






جانم به شهدا که فهمیدن کجا هستن و در چه برهه ای از تاریخ!


.

ادامه مطلب »

آقای روحانی ریاستت مبارک!!!

قَالُوا أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ(بقره۲۴۷)


در این ایام انتخاباتی و خصوصا بعد از اعلام نتایج احراز صلاحیت شدگان از سوی شورای محترم نگهبان خیلی سعی کردم سکوت اختیار کنم و حرفی نزنم که تلاشم فقط تا به امروز افاقه کرد.

دکتر احمدی نژاد صلاحیتش به هر دلیلی احراز نشد و این مساله بسیار جای تامل دارد. چگونه ممکن است کسی که دو دوره رییس جمهور این کشور بوده و حضرت آقا روحی له الفدا دولتش را زنده کننده شعارهای انقلاب دانسته اند صلاحیت اداره کشور را نداشته باشد.(البته تعاریف از ایشان و دو لتشان بیش از اینهاست که می توانید به آرشیو بیانات رهبری مراجعه کنید)

البته این مساله به تنهایی حساسیت زا نیست ولی مساله آنجایی ذهن را مشغول می کند که در بین احراز صلاحیت شدگان چهره هایی را می بینیم که....

مثلا مهندس هاشمی طبا که سابقه وزارتش مربوط به سی و اندی سال پیش است و بعد از آن فعالیتش در سازمان تربیت بدنی بوده (جاییکه قاعدتا سیاسی نباید باشد) صلاحیتش چگونه احراز می شود!؟؟؟

یا جناب آقای رییسی که هیچ پست اجرایی قابل ملاحظه ای نداشته اند چگونه صلاحیت تصدی بالاترین مقام اجرایی کشور را دارد؟؟؟

اصلا بگذارید حرف آخر را همین حالا بگویم

جناب آقای روحانی که عملکرد ۴ساله اش وضع موجود است چگونه صلاحیتش احراز می شود؟؟؟

بنده نه طرفدار احمدی نژادم با آن خطاهای غیر قابل قبولش ونه مخالف دیگرانی که نامشان را بردم و کارنامه شان بر همگان معلوم است.

من انقلابی ام و طرفدار نظامیکه به فرموده بنیان گذارش میزان در آن رای ملت است. ملتی که اسلام می خواهد.

امیدوار  احراز صلاحیت شدگان بتوانند انقلابمان را صادر کنند.

حرفی ندارم برای گفتن جز اینکه پیروزی آقای روحانی را در انتخابات تبریک بگویم.و این فاجعه را به ملت شریف ایران تسلیت عرض کنم.



ادامه مطلب »

این راه را نهایت، صورت کجا توان بست؟

وقتی توفیق حاکمیت‌ها رو در تاریخ بررسی می‌کنیم، برای بیشترمون اقتدار و کشورگشایی (و از زاویه مثبت‌تر، استقلالشون) مهمه؛

در صحبت‌ها و شعارهامون درباره حاکمیت ایده‌آل، از اهمیت فرهنگ، مردم‌سالاری و آزادی حرف می‌زنیم؛

و در نهایت موقع تصمیم‌گیری، غالبا معیشت و آسایش رو در نظر می‌گیریم.

#بدون_قضاوت

ادامه مطلب »

درد

بی مقدمه میرم سرِ اصل مطلب:


دردمان چیست؟

چرا انقدر در تشخیص درد مشکل داریم؟ هم درد خودمان هم خانواده مان و صدالبته جامعه!

چرا حزب اللهی ها درد ناشناس شده اند؟ چرا حزب اللهی ها "انقلابی" نمیشوند؟!(فریاد میزند...)

ای راستی ها و ای اصولگراها و ای نگرانانِ اتحاد؛ والله به کسانی نیاز داریم که به صورت انقلابی دردها را بشناسند نه بصورت اصولگرایی! مردم کسانی را که دَم انتخابات پیدایشان میشود و داعیه ی مردم داری سر میدهند؛ قبول نمیکنند که هیچ شاید جریان خلاف آنها را هم حتی انتخاب کنند. چون حداقل جناح مقابل بی دردسر تر عزت و شرف و استقلال و اقتصاد را به باد میدهد.


مردم از هرکسی توقع کار و "دردشناسی" نداشته باشند، از حزب اللهی ها دارند...از انقلابی ها دارند و بخاطر همین هیچ رقمه از کارنکردن و کوتاهی انقلابی ها نمیگذرند.

شده به غیرانقلابی و حتی ضدانقلابی رأی میدهند ولی از کم کاری و درمتن زندگی مردم نبودنِ حزب الله نمیگذرند.

جریان دانشجویی هم همینطور...که به قول "سعید" زیباکلام:[جریان دانشجوییِ(انقلابی) روی هم رفته مُرده است].

جدابودن از خواسته و گفتمان مردم و تشخیص ندادن به موقع درد مردم؛ بزرگترین باگِ حزب اللهی هاست.

یه کم به خودمون بیایم و با خودمون صادق باشیم!




(این نکته رو هم اضافه کنم که اصلح همه نوع حجیتی بر صالح دارد حتی اگر روی کاغذ رأی بیشتری داشته باشد که راجع بهش بعدا صحبت میکنیم ان شاءالله)

ادامه مطلب »

اسامی همه نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری 1396

آخرین بروزرسانی: 95/12/28


«زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری: ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶»

«زمان ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری: ۲۲ فروردین 1396»

»» گمانه زنی در مورد اینها از بقیه، بیشتر است:

4

محمدجواد ظریف

متولد 1338 تهران

وزیر امور خارجه (روحانی)

-----

و پیش از این:

سفیر و نمایندهٔ دائم در سازمان ملل متحد

3

اسحاق جهانگیری

متولد 1336 کوه شاه بافت

معاون اول رئیس جمهور (روحانی)

-----

و پیش از این:

وزیر صنایع و معادن (خاتمی)، نماینده مردم جیرفت در مجلس شورای اسلامی و استاندار اصفهان

2

محمود احمدی نژاد

متولد 1335 گرمسار سمنان

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

-----

و پیش از این:

رئیس جمهور (86-92)، شهردار تهران و استاندار اردبیل

-----

لینک خبر احتمال عدم حضور در انتخابات 96

1

حسن روحانی

متولد 1327 سرخه سمنان

رئیس جمهور از سال 92، نماینده مردم سمنان و تهران در مجلس خبرگان رهبری

-----

و پیش از این:

نماینده مردم سمنان در مجلس خبرگان رهبری، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو و دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، نماینده مردم سمنان و تهران در مجلس شورای اسلامی، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی

8

محمدرضا عارف

متولد 1330 یزد

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای عالی جمعیت هلال احمر

-----

و پیش از این:

معاون اول رئیس جمهور (خاتمی)

7

سعید یاری

دبیرکل سازمان دفاع از منافع ملی

-----

لینک خبر اعلان حضور در انتخابات 96

6

سید حسن قاضی‌زاده هاشمی

متولد 1338 فریمان

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (روحانی) و رئیس بیمارستان تخصصی چشم‌پزشکی نور

5

سعید جلیلی

متولد 1344 مشهد

عضو شواری عالی امنیت ملی، عضو شورای راهبردی روابط خارجی و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

-----

و پیش از این:

دبیر شواری عالی امنیت ملی (86-92) 

12

مسعود پزشکیان

متولد 1333 مهاباد

نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی و نائب رئیس مجلس

 -----

و پیش از این:

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (خاتمی)

11

محمدباقر قالیباف

متولد 1340 مشهد

شهردار تهران

-----

و پیش از این:

فرماندهی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، فرماندهی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فرماندهی نیروی انتظامی

10

محمدمهدی زاهدی

متولد 1332 کرمان

نماینده مردم کرمان در مجلس شورای اسلامی

-----

و پیش از این:

وزیر علوم، تحقیقات و فناوری (احمدی‌نژاد) و سفیر ایران در مالزی

-----

لینک خبر اعلان حضور در انتخابات 96

9

علی اردشیر لاریجانی

متولد 1336 نجف

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی و رئیس مجلس

-----

و پیش از این:

رئیس سازمان صدا و سیما، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (رفسنجانی) و دبیر شورای عالی امنیت ملی

16

سید مصطفی میرسلیم

متولد 1326 تهران

رئیس فدراسیون نجات غریق و غواصی

----- 

و پیش از این:

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (رفسنجانی)

-----

لینک خبر اعلان حضور در انتخابات 96

15

سید محمد غرضی

متولد 1320 اصفهان

رئیس هیئت مدیره و مسئول مدیریت شرکت مشانیر

-----

و پیش از این:

استاندار کردستان و خوزستان، نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی، وزیر نفت (مهدوی کنی و میر حسین موسوی)، وزیر پست و تلگراف و تلفن (موسوی و رفسنجانی)، پنج دوره ریاست سازمان نظام مهندسی کشور، عضو شورای اسلامی شهر تهران

-----

لینک خبر اعلان حضور در انتخابات 96

14

سید علی‌نقی (کمال) خرازی

متولد 1323 تهران

رئیس و عضو شورای راهبردی روابط خارجی

-----

و پیش از این:

وزیر امور خارجه (خاتمی)، سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد

13

مهرداد بذرپاش

متولد 1359 تهران

صاحب امتیاز روزنامه وطن امروز

-----

و پیش از این:

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، رئیس سازمان ملی جوانان، مدیرعامل سایپا، مدیرعامل پارس خودرو، رئیس فرهنگسرای خاوران

20

حمیدرضا حاجی بابایی

متولد 1338 مریانج

نماینده مردم همدان در مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون تلفیق برنامه ششم توسعه

-----

و پیش از این:

وزیر آموزش و پرورش (محمود احمدی‌نژاد)، عضو هیئت رئیسه مجلس، رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس

-----

لینک خبر احتمال حضور در انتخابات 96

19

حمیدرضا بقایی

متولد 1348 کرمانشاه

??؟؟

-----

و پیش از این:

معاون اجرایی و سرپرست نهاد ریاست جمهوری رئیس‌جمهور (احمدی نژاد)، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، دبیر شورای عالی مناطق آزاد کشور و ویژه اقتصادی، سمت هایی در (صدا و سیما، شهرداری تهران، وزارت علوم و سازمان میراث فرهنگی)

-----

لینک خبر اعلان حضور در انتخابات 96

18

سید رضا تقوی

متولد 1325 دامغان

ریاست شورای سیاستگذاری ائمه جمعه

-----

و پیش از این:

نماینده مردم دامغان در مجلس شورای اسلامی، مسئول بسیج قم، امام جمعهٔ شهرکرد، معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، از اعضای سابق شورای عالی اتقلاب فرهنگی

-----

لینک خبر احتمال حضور در انتخابات 96

17

رستم قاسمی

متولد 1343 شهرستان مهر (فارس)

مشاور عالی وزیر دفاع

-----

و پیش از این:

مشاور سابق معاون اول رئیس جمهور (اسحاق جهانگیری)، وزیر نفت (احمدی‌نژاد)، فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا

-----

لینک خبر احتمال حضور در انتخابات 96

24

مرضیه وحید دستجردی

متولد 1338 تهران

مشاور رئیس قوه قضائیه، عضو هیئت امنای کمیته امداد امام خمینی رحمه الله

-----

و پیش از این:

 وزیر بهداشت (احمدی نژاد)، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، مدیر روابط دانشگاهی و امور بین‌الملل دانشگاه علوم پزشکی تهران

23

سید ابراهیم رئیسی

متولد 1332 نوغان مشهد

تولیت آستان قدس رضوی، دادستان کل ویژه روحانیت، دادستان کل کشور، عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری، رئیس شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما، نماینده مردم خراسان جنوبی در مجلس خبرگان رهبری

-----

و پیش از این:

عضویت در هیات امنای ستاد اجرایی فرمان امام(ره)، معاون اول قوه قضاییه، ریاست سازمان بازرسی کل کشور، دادستان انقلاب اسلامی تهران، دبیر ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر کشور، دادستان انقلاب اسلامی همدان، عضو هیات عالی گزینش کشور، موسس حوزه علمیه فاطمه الزهرا (سلام الله علیها) خواهران در تهران، تولیت امامزاده صالح (علیه السلام)

-----

لینک خبر احتمال حضور در انتخابات 96

و لینک خبر احتمال عدم حضور در انتخابات 96

22

مصطفی کواکبیان

متولد 1341 سمنان

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی

-----

و پیش از این:

نماینده مردم سمنان، دبیر کل حزب مردم سالاری، رئیس ائتلاف مردمی اصلاحات، نایب رئیس شورای حزب همبستگی

-----

لینک خبر احتمال حضور در انتخابات 96

21

سید هاشم بطحایی گلپایگانی

متولد 1320 گوگد گلپایگان

-----

و پیش از این:

 استاندار و نماینده حضرت امام رحمه الله در چهارمحال بختیاری، نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری، نماینده ولی فقیه و امام جمعه گلپایگان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران

-----

لینک خبر حضور در انتخابات 96

 

25

محمد حسن قدیری ابیانه

متولد 1332 تهران

عضو شورای بین الملل پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

-----

و پیش از این:

 سفیر ایران در مکزیک، گواتمالا، بلیز و استرالیا

-----

لینک خبر احتمال حضور در انتخابات 96

چنانچه اشتباهی در این جدول وجود دارد، آنرا از طریق «ارسال نظرات»، گزارش دهید

ادامه مطلب »

واگنی از یک قطار بودن

افطاری ادوار انجمن فنی بود. خانمی را که بهم زنگ زد گفت نمی‌شناختم. سال پایینی بود و من دیگر دانشجوی دانشگاه تهران نیستم و خیلی وقت است که اصلا پایم را به فنی نگذاشته‌ام. چرا؟ نمی‌دانم. همان قضیه‌ی "برگشت نیست" است. وگرنه هر چه‌قدر که توی زندگی‌ام جلوتر می‌روم می‌بینم دانشکده فنی چه بهشتی بوده و من قدرش را ندانسته‌ام. ولی همین‌که گفت دوره‌های مختلف انجمن فنی می‌آیند گفتم باشه من هم می‌آیم.

چهارشنبه می‌خواستم جای دیگری بروم افطاری. ولی با خودم گفتم لغوش می‌کنم و این یکی را می‌روم. دیدن چند تا از دوست‌های چند سال پیش و دیدن خود فنی بهانه‌ی خوبی بود.

خوب بود. دیدن دوستانی که چند سال بود ندیده بودم‌شان. دوره‌ی انجمن فنی سال 1390. سال‌پایینی‌های بعد از ما. سال‌بالایی‌ها. کسانی که تجربه‌ی سال‌های 73-74 انجمن اسلامی را داشتند. به تلخی از سال‌های 88 تا 92 یاد کردن. باز شدن فضای این روزهای دانشگاه... فرجی دانای استاد دانشکده برق وزیر علوم شده...

در کل چه حسی بهم دست داد؟ حس واگنی از یک قطار بودن.

در بدترین دوره‌ی انجمن اسلامی وارد آن شدم و الان به من بگویند کار سیاسی کن, با این‌که این‌ روزها خیلی روزهای بهتری هستند می‌گویم, نه رهایم کنید. این کار را به اهلش بسپارید که من یکی حشر قدرت را ندارم. مگه من اوسکولم؟ ولی روزگاری بودم و زخمش را هم راستش خوردم... آن عشق و حالی را هم که شورا مرکزی‌های سال‌های قبل از 88 تجربه کردند, هیچ کدام را هم نچشیدیم. با سعید در مورد همین صحبت می‌کردیم. بدترین روزها. بی‌هیچ حال و حولی. و هیچ کاری هم نمی‌گذاشتند بکنیم. فقط با محمد, در یک سال بیست و چند شماره نشریه درآوردیم. در مقایسه با سایر دانشکده‌ها ما شاهکار کردیم. در مقیاس دانشکده فنی دوره‌ی خوبی نبودیم. نتوانستیم کار زیادی بکنیم. ولی خب, الان که نگاه می‌کنم, حسم همین است: واگنی از یک قطار بودن. این که قطاری را بی‌دنباله رها نکردیم و اگر این روزها و روزهای آینده این قطار بهتر راه برود یک هزارم درصدش شاید به خاطر این باشد که در روزهای بد هم رها نشد...

فراز و مهرداد و محمد و حمید و همه خاطره می‌گفتند. از لابی‌بازی‌های احمقانه‌ی انجمن. عکس یادگاری هم انداختیم. من گوش می‌دادم. راستش آدم دیزلی زیاد خاطره‌ی شفاهی نمی‌گوید. من هم که طول می‌کشد تا گرم بگیرم. تا گرم شوم و یادم بیاید افطاری تمام شده بود و سوار بر ماشین داشتم برمی‌گشتم خانه. شبش که برگشتم کارم شد خواندن یادداشت‌های آن روزها. جالب بود. از جماران رفتن تا انتخابات داخلی دانشکده‌ها که الکی الکی بلوا می‌شد...:

"سی آذر 1390- دیدار انجمنی‌ها با سید حسن خمینی
...با م در مورد سفارت انگلیس و ماجراهای مفتضحانه ی دیروز حرف زدیم و این که توی شماره ی بعدی حتمن کار بکنیمش... این که این حرکت هم به دستور خودشان بوده و عواقب به شدت ضایع بعدش برای ایران و این که این جوری این ها توپ را انداخته اند توی زمین آن‌ها و حالا آن ها هستند که می توانند مظلوم نمایی کنند واز ایران تصویر یک تجاوزکار را بسازند و...
از خیابان ولیعصر سوار بر اتوبوس 302 درب و داغان بالا می رفتیم. ترافیک بود. اتوبوس با سروصدا دنده عوض می کرد و عصر پاییز مرده ای توی خیابان جاری بود.
توی کوچه های تنگ جماران ح در مورد م م حرف می زد و این که لحن حرف زدنش دستوری شده است. به تو دستور می دهد و در مورد نشریه هم گیر داد به م که شنیده ام دیر می بندیش و ساعت 2 شب صفحه بندی می کنی و این جوری نکن و هفته دیگه شنبه تمامش کن و... گفت رییس تان شده؟ من گفتم خودش را نایب السلطنه می داند دیگر... بهش ربطی ندارد هیچ کدام این‌ چیزها.
غروب بود که رسیدیم به جماران.
2تا اتوبوس بودیم. یک اتوبوس دخترها و یک اتوبوس پسرها. از خیابان یاسر رفتیم بالا. چشم مان به خانه های کاخ گونه ی اطراف جماران بود. و ماشین های مدل بالای توی خیابان.
پیاده شدیم و یک کوچه ی تنگ و باریک با جوی آبی در وسط را پیاده رفتیم تا رسیدیم به حسینه ی جماران.
توی کوچه ح خاطره اش را از دیدار با سید حسن گفت. با یک سری بچه‌ها رفته بودند. خصوصی رفته بودند. می گفت کنار سید حسن یک میز تلفن بود. زیر تلفن یک کاغذ بود. می خاست آن کاغذه را بردارد. بعد میز تلفن نزدیکش هم بودها. یعنی خم می شد می توانست خودش آن را بردارد. اما خودش برنداشت. صدا زد آقا یوسف (یا همچین نامی. یادم نیست دقیقن) را و آن پیرمرد از آن طرف اتاق پا شد آمد کاغذ را برداشت و داد به او... بعنی تا این حد...
باید از یک کوچه مانند دیگر بالا می رفتیم. جلوی کوچه نرده بود. بازرسی مان کردند. یعنی ما فقط کیف های مان را باز کردیم تویش را به یک سرباز مهربان با چشم های زاغ نشان دادیم و رفتیم تو. بیشترمان هم لپتاپ داشتیم. به لپتاپ گیر نمی داد...
جلوی همان در مرد پیری بود که از یک سرباز دیگر درخاست می کرد که بگذارد او هم بیاید. می گفت از شهرستان آمده ام... من لحظه ای به 25-26سال پیش همین جا فکر کردم. به این که مردم از همه جای ایران می آمدند این جا تا امام خمینی را ببینند. به روزهایی که این کوچه های تنگ و باریک جماران پر از جمعیت بود. به خاطره ی اوریانا فالاچی از بعد از دیدار با امام خمینی فکر کردم. می گفت وقتی از پیش امام آمدم بیرون ملت به سمتم هجوم آوردند و به استینم چسبیدند و آن را پاره کردند برای تبرک.. نگاه مهربان سرباز زاغ چشم یک جورهایی بوی آن روزها را می داد انگار... جوان بودها...ولی...
و حسینه ی جماران کوچک تر از آن چیزی بود که توی ذهنم داشتم. جلوی درش پلاستیکی برداشتم و کفش هام را توی آن گذاشتم و وارد شدم. دیوارها و سقف کاهگل اندود شده ای که انگار از پس سال ها هیچ تغییری نکرده بود. جایگاه سخنرانی های امام که دیوارش را رنگ آبی زده بودند. جایگاه دوربین فیلمبرداری که درست روبه روی جایگاه امام چسبیده به دیوار روبه رویی بود. و خیلی هم بزرگ بود. انگار دوربین های فیلمبرداری آن موقع اندازه ی یک دستگاه یک کارخانه ی ماشین سازی بود. کف حسینیه با زیلوهای آبی رنگ ساده ای فرش شده بود. زیلوهایی که کنارش نوشته بودند این زیلو وقف حسینیه ی جماران است و بیرون بردن آن جایز نیست. حسینیه ستون های لاغر فلزی داشت که ان ها هم به رنگ آبی بودند. پایین جایگاه سخنرانی امام پوستر بزرگی از عکسش زده بودند با جمله ی معروف این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگه داشته است...
بعد از پذیرایی با چای و خرما و یک جور رولت که لایش حلوا بود سید حسن آمد. به احترامش ایستادیم. چاق و درشت هیکل بود. و پوستش به شدن سفید. جوری که وسط حرف زدنش وقتی با دستمال پیشانی اش را خشک می کرد رد قرمزی روی پوستش می افتاد و بعد پاک می شد.. بین دو ستون میز و صندلی ای گداشته بودند که محل نشستن سخنران (سید حسن)بود...
برای مان سخنرانی کرد. اول از ترافیک نالید که باعث شده ما دیر برسیم و او با ما مفصل صحبت داشته و حالا نمی تواند در وقت کمی که تا اذان باقی مانده برای مان مفصل حرف بزند و مجبور است خلاصه و مختصر بگوید. ضمن این که با این وقت کم از شنیدن حرف های شما دوستان عزیز هم محروم شدیم...!!!
بعد به ایام محرم اشاره کرد و گفت که از عاشورا و قهرمانان آن چیزهای خیلی زیادی می شود گفت. از جلوه های فراوان آن می توان گفت. از عشق و صمیمیت و علیه انحراف و ظلم به پا خاستن و جلوه های شجاعت در عاشورا و امام حسین...
آخرش هم که اذان شده بود برگشت گفت: بسیاری می گویند درد امروز جامعه ی ما ترس است. اما به نظر من درد بزرگ جامعه ی امروز ما نترسیدن است. نترسیدن از خدا... انگار عده ای باور ندارند که این جهان را خالقی ست خدا نام...
بعد هم رفتیم به سمت دیگر حسینیه و او پیش نماز شد و ما هم به او اقتدا کردیم."

سوم دی ماه 1390

"طرف یه مثقال گه تو روده ش نیست می خاد برینه به شمس العماره.
جمله ای بود که امشب ام‌اچ توی جی تاکش نوشته بود. منظورش من بودم. منظورش جلسه ی دیروز شورای عمومی مکانیک و انجمن فنی و آن 17-18نفر آدمی بود که آن جا نشسته بودند و دعوابر سر دوباره برگزار کردن انتخابات بود. حتم منظورش من بودم که خسته از بحث الکی ساکت نشسته بودم و به حرف ها گوش می کردم. خسته بودم. بحث بیخودی بود. اصلن قانونی در کار نبود که من بر سر آن قانون ایستادگی کنم.
توی جلسه ی چهارشنبه 30آذر هم که آن متن را خاندم و اعلام کردم که خاستار دوباره برگزار شدن انتخاباتم فنی قبول نکردند.
فراموش نخاهم کرد. از جلسه که آمدم بیرون دلم می خاست یک نفر را پیدا کنم و فقط داد بزنم که این ش چرا این قدر خر است چرا این قدر الاغ است چرا این قدر احمق است. به ام اچ زنگ زده بودم و ص. گوشی را برنداشته بودند. شب بود. شب آلوده ی روز آخر پاییز. من جلوی پزشکی قدم رو می رفتم و دلم می خاست داد بزنم که چرا این قدر احمق است. جلسه به جایی رسید که 9نفر را تصویب کردند. من گفتم انصراف می دهم. منتظر بودم که ش هم انصراف بدهد. تکرار کردم که انصراف می دهم و به او نگاه کردم که او هم همان لحظه انصراف بدهد. اما عین احمق ها فقط نگاه کرد. اگر انصراف می داد تعداد کاندیدا می شد 8نفر و آن ها نمی توانستند 9نفره ببندند... اه. چه بحث و جدل پوچ و بیهوده ای.
دیروز 17نفر توی دفتر انجمن مکانیک نشستیم و بحث کردیم.
آخرش هم فدای مصلحت شدیم تقریبن که انتخابات مجدد اگر برای دانشکده حکم تعلیق به همراه نداشته باشد تکرار شود وگرنه دیگر هم نزنیم و بی خیال شویم. خوبیت ندارد. لاپوشانی کنیم. گند و گه را هر چه بیشتر هم بزنیم بیشتر بو می گیرد... مصلحت اندیشی... عصر که با صادق و محمد رفتیم نمازخانه گفتم که تازه می فهمم این اهل حکومت وقتی اختلاس ها و دزدی ها و قانون شکنی های همدیگر را لاپوشانی می کنند چه جوری هاست و مصلحت اندیشی برای حفظ حکومت و قدرت و حفظ ظاهر بین مردم چه قدر عنصر تعیین کننده ای است...
عصرش تو دفتر انجمن با صادق هم یک دعوای با صدای بلند داشتیم که صادق به من می گفت تو بی عرضه ای. حرف خودت را نزدی. ام اچ تک افتاد و هیچ حمایتی ازش نکردی. الان چه دست‌آوردی داشته برایت این ساکت بودنت؟! من هم صدایم را بالا بردم...
چت های من با ام اچ در 4شنبه و 5شنبه احتمالن منبع خوبی برای ماجرا باشد...
وقت همه چیز را نوشتن ندارم..."

و... ازین جور یادداشت‌ها از آن روزهای شورای مرکزی زیاد دارم. به چه دردی می‌خورد؟ نمی‌دانم. به عوض خاطره گفتن, می‌نشینم خاطره خواندن می‌کنم!

ادامه مطلب »