حافظ

امروز 20 مهر روز حافظ بود .

گفتم با دیوانی که از حافظیه گرفتم یه فال بگیرم بگذارم تو وبلاگ ...

فال ، تنها رابطه ی خیلی از ما ایرانی ها با حافظ ... اون هم رابطه ای با تعبیر و ترجمه ی شعر حافظ نه خود شعر ...

***

http://uupload.ir/files/jt0i_img_20150818_090822.jpg
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کُله کنج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
*
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گدا صفتی کیمیاگری داند
*
وفا و عهد، نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه ای شیوه ی پری داند
*
هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یکدانه جوهری داند
*
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند

درباره alfa

حتما ببینید

روزنوشت شماره #2 صبر….

خیلی وقتا تنها کاری که از دستت بر میاد صبره خیلی وقتا فقط باید منتظر باشه ببینی بازی چطور میشه به نفعت یا ضررت واقعا بعضی وقتا هر چی تلاش

کنی کاری از دستت بر نمیاد و فقط باید صبر کنی نمیدونم دیگه باید چی بنویسم ولی بعضی وقتا هر چی تلاش کنی باز برمیگردی سر خونه ی اولت نمیدونم

واقعا چرا اینجوری میشه ولی خیلی ها از بد زندگی کردن خسته میشن و میخوان تلاش کنن تا یه زندگی درست و حسابی بسازن ولی یه مدت هی تلاش

میکننهی زور میزنن ولی باز بر می گردن خونه اول واقعا نمیدونم چرا اینجوری میشه این برگشت به اول پدر خیلی ها رو دراورده کاش یه راهکاری بود که

دیگه این برگشت به اول اتفاق نمی افتاد کاش یکی یه راهکاری معرفی میکرد اگر این مشکل حل بشه خیلی ها زندگی شون بهتر میشه.........