خانه / دست نوشته هایم / ببخشید که نبودم..

ببخشید که نبودم..

سلام دوستای خوبم..دلم براتون تنگ شده بود.

ی مدت طولانی نبودم. درگیریا زیاد بود ببخشید دیگه

اول که با عروسی داداشم درگیر بودم و مهمون داری بعد رفتیم سفر و جاتون خالی چند وقت شمال شهر پدری موندیم.

بعدش که از سفر اومدیم باز با زندگی درگیر شدم ونیاز داشتم فکر کنم برا همین وقت نمیکردم بیام ..

خلاصه درگیریای ذهنیم این چند ماه اندازه کل 20 ساله زندگیم بود.

ممنونم از همه ی دوستانی که حال و احوالمو پرسیده بودن و عذر میخام از کسایی که نتونستم پستای قشنگتونو بخونم.

عروسی هم خوش گذشت این سوالو خیلیا پرسیده بودن ممنونم.

منم حال جسمیم خوب عست برای اینم ممنونم.

خبر بد این که با انتقالیم موافقت شد اما تعداد واحدا کم ارائه میشد و یه ترم عقب میفتادم برا همین باید برگردم خابگاه..

و اینکه عید همگی هم مبااارک التماس دعای ویژه برام خیلی دعا کنید.

و لطف کنید ی کامنت کوچولو بذارید پستاتونو بخونم .

اخه تعداد ستاره های روشن خیلیه و فک نکنم بتونم به همه برسم.

ببخشید خیلی حرف زدم.

درباره alfa

حتما ببینید

خواهرای گلم روزتون مبارک

برای تو مینویسم ،تویی که زیبایی زلیخایی داری

ولی..

منش مریم گونه ات اجازه نمیدهد

که از آن سوء استفاده کنی

و نمیگذارد

که زیباییت را دستمایه آزار دیگران کنی

کاش کمی از منش تو را پسرانی داشتند که یادشان رفته باید وارث نجابت یوسف باشند..

سلام..

امروز روزه حجاب و عفاف رو به همه ی  ابجیای گلم تبریک میگم .

من نمیگم حجاب به چادره خیلی از چادریا هم هستن که حجاب ندارن..

من خودم همیشه چادری نیستم بستگی ب زمان و مکان چادر سرم میکنم..

چون نمیخام هیچوقت شان چادرو پایین بیارم..

پ.ن: هفته بعد عروسی داداشمه و سرم خیلی شلوغه

قول میدم امشب پستاتونو بخونم.